دنیای کوچک من

سبزاز خود راضیناراحتچهارشنبه سوری رو دوست دارم خیلی زیاد. پریدن از روی آتیش . همیشه پر از خاطره هست برام.

بچه که بودم خونمون توی یه کوچه بود که فقط ۴تا خونه توش بود. و همه با هم دوست بودیم و صمیمی . از اول تا آخر کوچه رو آتیش روشن می کردیم. و ما بچه ها از روش می پریدیم. وقتی بزرگترا میومدن اونا هم یکی یکی به یاد دوران خوش جوونیشون می پریدن. کلی شادی می کردیم. بابا شیرینی می خرید و شبای چهارشنبه سوری تو کوچه بساط کباب راه می نداختیم. و هیچ وقت فکر نمی کردم اون لحظه ها دیگه تکرار نشدنی باشه. حالا که خودم مادر شدم دلم می خواد واسه بچه خودم اون لحظه های شاد زندگیمو تکرار کنم و برای اونم این روزهای خاطره خوشی بمونه.

من و همسری چند روزیه در به در به دنبال ترقه برای پسری هستیم. ولی هنوز چیزی پیدا نکردیم براش . و اونم ناراحتگریه

 

***  با عرض پوزش از همه دوست جونیای خودمناراحت که دعوام کردن.

** باید اینو اعتراف کنم من ترقه رو بیشتر واسه خودم می خواستم تا پسری.نیشخند از چند شب پیش که یه برنامه تو تلویزین دیده راجع به خطرات ترقه همش میگه که این مجازه؟  اون غیرمجازه؟ و من باید براش توضیح بدم که چی مجازه و چی غیر مجازه. بنابراین منم مثل یه مامان خوب نباید ترقه غیرمجاز حمل کنماز خود راضی

* به توصیه هاتون حتما حتما گوش می دم و فقط یه آتیش کوچولو روشن می کنم.سبزافسوس

عید تون پیشاپیش مبارک.   چهارشنبه سوریتونم مبارک

 

یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸ | ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ | پریا | نظرات () |

www . night Skin . ir